شعر ولادت اهل بيت (ع)شعر ولادت حضرت معصومه (س)

آیات اعطیناکَ

امشب که از شبهای دیگر بیشتر مستم
از مغــرب خورشید تا وقت سحر مستم
سر تا قدم شوراَستم و پا تابه سر مستم
از اوّل ذی القعده یک جور دگر مستم

بستــم دخیلی بر ضــریح بانوی شهرم
فریاد شادی می رسد از هر سوی شهرم

شکر خدا طوبای عصمت باز بر داده
نخـل امـام هفتــم عالــم ثمــر داده
آیات “اعطیناکَ” را جبریل سر داده
حق کوثری را باز بر خیرالبشر داده

امشب امیرالمؤمنین در عالم بالا
دائم تبسّم می کند بر حضرت زهرا

زهرا بیا آئــینه دارت را تماشــا کن
بار دگــر در عالم خلقت تجلّا کن
آیات کوثر را برای خلق معنا کن
دلهای ماتم دیده را از غم مُبّرا کن

معصومه یعنی فاطمه در قالبی دیگر
معصومه یعنی تار و پودِ دین پیغمبر

از عهد ذر او داشتــه شــأن ولایت را
حجب و حیا و عفّت و تقوا و عصمت را
ارث از امیرالمؤمنین بُرده ، فصاحت را
او حکمرانی می کند مُلکِ کرامت را

موسای اهل البیت بابا و امام او
گفتــــه ” ابوها بفــداها ” در مقام او

این شاه بانو ، خواهر شاه خراسان است
طوف مزارش چون رضا، حجّ فقیران است
دل در جوار اوست از جنّت گریزان است
قم با حضورِ حضرت او قلب ایران است

در شهر قم ، مشهد ، مدینه ، کربــلا دارد
در عرش هم خاتون ما صحن و سرا دارد

دیدیم تا در صحن او غوغای مردم را
در یاد آوردیم رقص دشت گندم را
وقتی گرفتیم از ملک حقّ تقــدّم را
لبریز کردیم از حضور عاشقان قم را

ما در کویر اَستیم و چون دریا شدیم اینجا
بـــا هر زیارت زائر زهرا شدیم اینجا

ما را گدای حضرت معصومه بنویسید
همسایه های حضرت معصومه بنویسید
تحت لوای حضرت معصومه بنویسید
مست از ولای حضرت معصومه بنویسید

درد از دل ما داخل این صحن خارج شد
چون ضامن ما دختر باب الحوائج شد

این عشق از روز ازل تسخیرمان کرده ست
بیــن رواق آینه تکثـــیرمان کـــرده ست
پشت در صحنش،رضا زنجیرمان کرده ست
کم کم درِ این آستانه پیرمان کرده ست

بوسیدن سنگ مزار او چه می چسبد
یابن الحسن گفتن کنار او چه می چسبد

بانو به نورِ معرفت ما را هدایت کن
هر چند ما نالایقــیم امّا عنایت کن
روز جزا همسایه هایت را شفاعت کن
در محضر عدلِ خدا از ما حمایت کن

امشب اگر مانند بارانیم و می باریم
پابوسی سلطان مشهد را طلب داریم

محمدقاسمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن