شعر ولادت امام حسين (ع)

اسباب

اسباب

اشک عاشق گاه با لبخند توام میشود
تا جنون با ذره ای از عشق درهم میشود

تا تلالو میکند بر گونه اشک عاشقی
نزد معشوق عهدمان انگار محکم میشود

چونکه اسباب است اشک انتظار قرب یار
پس شود اوجب و بر واجب مقدم میشود

در مسیر عاشقی کوشش عطایش پوچی است
هرچه باشد با نگاه او فراهم میشود

بر زمین می افتد هرکس پیش او قد میکشد
میرود بالا هر آن کس پیش او خم میشود

آمد امشب حضرت عشق و به چشم اشک آمده
با قدومش خانه ی زهرا محرم میشود

(اشک وخنده بر لب چشمم دمادم آمده
هستیه قلب علی ، هستیه خاتم آمده)

خوب شد که آمدی ورنه دلم که دل نبود
گر که دریایی نمی آمد دگر ساحل نبود

رو نشان دادی و بازار گدایی داغ شد
ورنه در پشت در دار الکرم سائل نبود

گر نبود این خیمه ی پشت در لیلا دگر
عاشق بی خانمان را هیچ جا منزل نبود

تا که تابیدی به یک ذره خودش خورشید شد
نور روی توست ورنه ذره که قابل نبود

قبله ی رویت کمی تغییر داده کعبه ام
قبله شد کعبه ولی قلب خودش مایل نبود

ذکر تو گر بود ورد روی لبهای همه
از ازل تا به ابد دیگر کسی غافل نبود

(میزنم باده به نامت هر چه بادا باد آقا
یا حسین ابن علی نامت کنم فریاد آقا)

پشت هم من مینویسم عشق و تعبیرم حسین
بر در کوی شما عمری زمین گیرم حسین

با تو باشم زندگیم تازه شیرین میشود
بی تو باشم از نفس،از زندگی سیرم حسین

روی خونین آرزویم…. مقتدای ما تویی
در سپاه حق طنین صوت تکبیرم حسین

آب تربت چون شود مخلوط با حب علی
شکر لله مثل اینکه گشته تقدیرم حسین

اول ابراز عشق ما میان گور ماست
چون به نام حضرت معشوق میمیرم حسین

آخرش من هم شبیه عابس و جون و حبیب
با تن بی سر تو را آغوش میگیرم حسین

(میدهم هستی خود را یک نظر شاه کرم
یک شب جمعه من و نوکر شدن بین حرم)

در نماز و بین سجده روح طاعاتم تویی
بین یارب یاربم اصل مناجاتم تویی

من مقیمم بر در این میکده آقا فقط
بین این خم خانه ات پیر خراباتم تویی

من فقط با نام تو بالا و بالا میروم
تا ابد معنی هر سیر مقاماتم تویی

عشق و شور و نور و مستی با حسین
بهترین زیباترین اصل مراعاتم تویی

از ب بسم اللهم تا آخر تمت حسین
وه چه نام دلنشینی روح آیاتم تویی

دست بر دامان کعبه مانده حاجی دلم
من تو را میخواهم از تو اصل حاجاتم تویی

(عمر هستی میشود معنا با نام حسین
شد پرستوی دل ما جلد بر بام حسین)

برکت عمرم شده آب فرات، تربت، حرم
میشود معنا تمام هست ما؛هیئت ،حرم

با دمش ما ننسی ارباب آمدم زیر علم
شد تمام عشق و شور و معنی لذت ؛حرمن

رزق یک عمر مرا هم را با نگاهی میدهد
مخزن الاسرار عالم معدن برکت ؛حرم

در شب میلاد هم بغض است حال گنبدت
میشود معنی کنار یک دگر ،غربت؛حرم

میشمارم لحظه های دوریش را تا وصال
‌کرده هستیه دل عشاق را غارت ؛حرم

میرسم آنجا و من را کربلایی میکند
می دهد پشت سر هم بر گدا عزت حرم

(عاشق خدام باب القبله ات هستم حسین
من ز خاک پای این زوار هم مستم حسین)

اشک ما با یک نظر همچون یم زمزم شده
گوشه ای از جلوه های اکبرت عالم شده

خادم پشت در تو حضرت عیسی است و
مثل اینکه خادم در دانه ات مریم شده

پر شکسته زار و خسته آمده فطرس ولی
وقت رفتن بر خود عرش خدا محرَم شده

آمده تنها بگردد دور گهوارت حسین
نامتان نه شه پر قنداقه ات مرهم شده

آمده مرده تمام عالم بالا ببین
در کنارت عرش مست تو و این دم شده

تا که گریه میکند مادر برای غصه ات
عالم بالا در این شب غرق در ماتم شده

(ای فدای تو فدای ناله های غربتت
عمر من معنا شده در کربلای هیئتت)

 
 محسن عزیزی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن