شعر مدح امام حسين (ع)

تو قـبله ای

من اهل آسمانم اگر خاک این دَرَم
شاه دوعالمَم که در این خانه نوکرم
افـتاده سایه یِ عَلمت بر روی سرم
تو قـبله ای و قبـله نمایی و دلبرم

شکرِ خدا نفس زده ام در هوای تو
آقا بهشت من شده کرب و بلای تو

لیلای روزهای جـُنونم خوش آمدی
صهبای عشق و سرخیِ خونم خوش آمدی
غوغای نغـمه های درونم خوش آمدی
رویای باصفای مـُتونم خوش آمدی

“نون و قلم نَبیست… وَماٰ یسطرونْ حسین
طاق فلک علیست… به عالم ستون حسین”

سرچشمه یِ کمال و کرامات مصطفی
سـرمایه یِ خـداییِ زهرا و مرتضی
سـردار پادگان منـاجات مجـتبی
سر داده ای سرودِ وفا… شاه کربلا

زیـباتریـن ترنـُّم لبـهای مکـتـبی
خون خدا اَباَالشهدا عشق زینبی

نام شمـا ترانه یِ ناقور محشری
کـرب و بلا بهانه یِ زیبای نوکری
صاحبدلی و سرور و دلدار و دلبری
بی ارزشم ولی تو مرا خوب می خَری

مزد گدایی ام نظر لطف شاه عشق
حرف دلم دوتا کلمه… کربلا… دمشق

دلواپس دمـشقم و دلتنگ کربلا
دلشوره ای عجیب گرفته دل مرا
حال و هوا شبیه غروبی که شعله ها
آمد سراغ معجر و دامان و… بی حیا…

چشمان هیز خود به حریم امام دوخت
پای برهـنه پایِ حـرم با سلام سوخت

میلاد اشک و روضه و نجوا رسیده است
گفـتم حسین و قـلب ملائک تپیده است
هرکس صدای زمزمه ام را شنیده است
خود را به سوی خیمه یِ سلطان کشیده است

آرامـش زمیـن و زمان شاهِ باوفـا
کِیْ می شود که ندبه بخوانیم کربلا

حسین ایمانی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن