شعر مناجات امام حسين (ع)

جمال آفتاب

تا از افق جمال حسین آفتاب کرد
سنگ سیاه جان مرا دُرّ ناب کرد

من کال بودم و نرسیده به بزم عشق
دست حسین قوره ی دل را شراب کرد

اینکه حسین خواند مرا نوکر خودش
 در حق من بدون تعارف ثواب کرد

روزی خیال تشنگی اش از سرم گذشت
لب های خشک او جگرم را کباب کرد

سقا کنار علقمه از غصه آب شد
از بس سکینه پیش عمو آب آب کرد

می دانی از چه ولوله افتاد در حرم؟
بغض رباب حال حرم را خراب کرد

گهواره، طفل، تیر‌سه‌شعبه، رباب، آب
با شیعه هر چه کرد غم این رباب کرد

اصلاً برای تشنگی شیعیان حسین
رو زد به آب، حرمله او را جواب کرد

امیر عظیمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن