شعر مدح امام حسين (ع)

حسینیه

حسینیه

دارم از طفلی خودم را بی قرارت می‌کنم
هر چه دارم یا ندارم را نثارت می‌کنم

تو قتیل گریه‌ای، پس من برای گریه‌ام
دیده‌ام را وقف چشم اشک بارت می‌کنم

آب می‌نوشم به یاد خشکیِ لبهای تو
با دو قطره آب خود را داغدارت می‌کنم

در حسینیه همین‌که روضه بر پا می‌شود
گریه بر حال رباب و شیرخوارت می‌کنم

حنجرت ذکر خدا می‌گفت زیر نیزه‌ها
بینِ سجده یاد جسم نیزه دارت می‌کنم

حال که از کربلا دورم، میان روضه‌ها
هیئتت را گاه گاهی چون مزارت می‌کنم

می‌زنم بر سینه‌ام، چون نیزه خورده سینه‌ات
هم‌چو میثم عاقبت سر را به دارت می‌کنم

از فرس افتادی و جسم تو مرکب کوب شد
تا قیامت لعنِ خصمِ نابکارت می‌کنم

رضا باقریان

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن