شعر مدح و مناجاتشعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خطبه ی بی نقطه

در همان عصری که فرمان برد خورشید از علی
چشمه چشمه، اشک غربت خیز جوشید از علی

خطبه ی بی نقطه را کوفه شنید اما دریغ
خطبه ی با آه را جز چاه، نشنید از علی

مو به مو آگاه بود از سرّ عالم، دوستان!
دشمن از تعداد موی ریش پرسید از علی!!

شان او را روزگار آورد پایین…روزگار
آنچه که باید بفهمد را نفهمید از علی

عدل بود و داد، داد از قوم اشباه الرجال
عدل را این طایفه کِی می‌پسندید از علی

تا قیامت هم عقیل اصرار اگر میکرد…باز
غیر از این برخورد، برخوردی نمی‌دید از علی

آی حاجی های بیعت کرده! از سمت غدیر
خانه برگردید…اما برنگردید از علی

دوخت چندین وصله ی نو بر عبای غربتش
بد به دنیایی که آخر چشم پوشید از علی

 مسعود یوسف پور

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن