خیرالنِسا

صدایِ ناله هایِ دَر می آید کیست مولا جان ؟
نمی دانم ولی انگار محتاج است زهرا جان

برایِ نان فقیران اینچنین در را نمی کوبند
مگر آنها که می خواهند بِستانند از ما جان

حسین از بغض میسوزد به زینب چشم می دوزد
چه می خواهند از جانت چه می خواهند بابا جان

کسی فریاد زد : آیاتِ ایمان را بسوزانید
که می گیریم امروز از تو یا بیعت علی یا جان

و کوثر پشتِ در می جوشد و آرام می گوید :
به ولله از علی چیزی نمی خواهید الّا جان

شما ای فتنه ی سوزان همیشه آتش افروزان
بترسید از زمانی که رِسد بر رویِ لب ها جان

جهنّم سیرتان از جنّت الاعلی چه می خواهید
منم خیرالنِسا زهرا منم ختم الرسل را جان

چه غم از اینکه بنشانید غم را پایِ چشمانم
فدایِ هل اتی کوثر فدایِ عشق حتی جان

در و دیوار تب کردند آتش از خجالت سوخت
به فریادم برس آیینه را کشتند اسما جان

کسی که جان فدایش می کند دیروز پیغمبر
فدایِ جانِ حیدر می کند امروز در جا جان

حمایت کرد بینِ خانه از حقِ علی الحق
حمایت می کند در کوچه از جانِ علی با جان

اطاعت از ولایت بهترین آموزه ی زهرا است :

علی لب تر کند …زهرا :به رویِ چشم ” آقا جان “

ابراهیم زمانی

درباره سید علی اصغرپور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *