دار و ندار من

درد دل کن با علی برام بگو
فاطمه درد تو درد حیدره
چرا این روزا همش تب میکنی
رنگ و روت پشت سر هم میپره

همه دار و ندار من بگو
چرا چند وقته ازم رو میگیری
به دور از چشمای من یواشکی
دستتو همش به پهلو میگیری

چشمای حسن همش بارونیه
نمیدونم چی دیده تو کوچه ها
میبینم وقتی که گریه میکنه
هی اشاره میکنی مادر بیا

به خدا که من خجالت میکشم
تو رو توی درد و غم رها کنم
خونه امنی نداشتم برا تو
نمیتونم تو چشات نگا کنم

دم آخری ازت سوال دارم
تو فقط بگو حلالم میکنی
حال و روز من که تعریف نداره
یه نگاهی تو به حالم میکنی

بی تو دنیا برا من جهنمه
نمیشه یه کم کنارم بمونی
چرا حرف رفتنو پیش میکشی
فاطمه آخه تو خیلی جوونی

التماست میکنم نرو بمون
طاقت دوریتو زهرا ندارم
من غریبم تو غریبترم نکن
مثه ابر بهاری هی میبارم
جواد قدوسی

درباره جواد قدوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *