شعر گودال قتلگاهشعر محرم و صفرشعر مدح و مناجاتشعر مناجات با خدا

دلــم هــوایِ مناجاتِ کـربلا کرده

 

دلــم هــوایِ مناجاتِ کـربلا کرده
هوایِ زمزمه در بابِ قبله را کرده

دوباره ذکرِ لَبَم بِاالحسین العفو است
غلامت عزت از این روضه دست و پاکرده

ببین که بال وُ پَرِ روضه خوانی ام بازاست
صـدایِ روضـه مـرا اهــلِ رَبَنـّا کـرده

چقدر از بدی وُ جــرمِ من گذشت خـدا
کریم با کـَرمَش رویِ بنـده وا کـرده

هزار بار غلـط کـردم وُ دوباره مـرا
شبیهِ خوبتَـران پایِ سفـره جا کرده

بساطِ تـوبه رگِ پاره یِ سرِ ارباب
همان سَری که حرامی به نیزه ها کرده

همان سَری که بریدند وُ کف زدند وُ بعد
به کوچه ها هدفش سنگِ بی حیا کرده

زدنــد سنگ به سَر نازدانـه گفت نزن
به وقتِ لــرزه یِ او حرمله چه ها کرده

به جــای ناز وُ نوازش کنایه و شَلاق
سه ساله نُدبه ی ِ غـَم نذرِ نینوا کرده

حسین ایمانی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن