شعر مناجات با خدا

روزی اشک

روزی اشک

این توبه را اگر نپذیری کجا روم
دست مرا اگر تو نگیری کجا روم

گر نگذری ز روی سیاه جوانیم
موی سپید بر سر پیری کجا روم

محتاج توست بند به بند وجودمن
با این همه بساط فقیری کجا روم

روزی اشک اگر ندهی میکشی مرا
لب تشنه در هوای کویری کجا روم

من را بخر که بنده شاه جهان شوم
جز کربلا برای اسیری کجا روم

جانم بگیر و عاشقی ام را زمن نگیر
عشق حسین را که بگیری کجا روم

موسی علیمرادی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن