شعر ولادت اهل بيت (ع)شعر ولادت حضرت معصومه (س)

سلام خواهر خورشید

صدا صدای تپش های قلب باران است
و یا که زمزمه ی قاریان قرآن است
ستاره ها همه جمع اند ، دور منزلِ نور
به پشت خانه ی خورشید ، راه بندان است


فضای خانه ی موسی پر است از یاس و …
دوباره ذکر لبش نام “فاطمه جان” است
برای دختر خود “ان یکاد” می خواند
لبش بخندد و چشمش ز شوق گریان است
خدا دوباره به آل رسول ، کوثر داد
و برکتی که خدا می دهد فراوان است

بگویم از برکاتی که داشت مقدم عشق
دمم چه گرم گرفته … وَ باز هم دم عشق …

سلام خواهر خورشیدِ این دیار ، سلام
سلام حضرت گل حضرت بهار ، سلام
به محضر ملکوتی مقدم تو درود
به ساحتت که شدی فاطمی تبار ، سلام
تو آمدی و به خاک کویر ، گل روئید
به مقدم تو فرستاده شوره زار ، سلام
فضای خانه ی قلبم دوباره روشن شد
تپش تپش به تو داده ست ، بی قرار ، سلام
منِ غلام کجا و سلام ، بر تو کجا … ؟!
شما قبول کن ای صاحب اختیار ، سلام !!

به خاک پای تو هرگز نمی رسم … هیهات
ولی به گردِ غبارت هزارها صلوات

تو شاه زاده ای و من غلام زاده ی تو
تویی ملیکه و من هم گدای ساده ی تو
به دودمان گداهای دودمانِ شما …
همیشه خیر رسیده ز خانواده ی تو
همیشه فوق تصور به من کَرَم کردی
رسیده روزی ام از لطف فوق العاده ی تو
هر آنچه مصلحت توست حکم تقدیرم
به جز صلاح ، نباشد به هر اراده ی تو
دوباره تذکره ام را بگیر و امضا کن
که باز ، راهِ من افتد میان جاده ی تو

بیا مرا حرمی و مسافر قم کن
اگر صلاح من این است ، در حرم گم کن

دلم دو دل شده امشب به راهِ قم – مشهد
که ماه ، ماه جنون است ، ماهِ قم – مشهد
همیشه چشم امیدم به دست های شماست
و زندگی بکنم در پناهِ قم – مشهد
کبوتران شما هم سپید رویانند
منم کلاغ شما … رو سیاهِ قم – مشهد
به لطف حضرتتان است اگر دلم قرص است
که هست بر منِ عاشق ، نگاهِ قم – مشهد
دلم اسیر مسیر تو و رضاست ، فقط
و پرسه گاه من است ایستگاهِ قم – مشهد

همیشه زائر راه قم و خراسانم
و شکر می کنم از اینکه اهل ایرانم

رضا قاسمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن