صفحه اصلی / اشعار ویژه (پیشنهادی) / شعر مناجات با خدا

شعر مناجات با خدا

جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد؟
مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد؟

با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم
وامانده و حیران شده ام گریه ندارد؟

گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم
بازی خورِ شیطان شده ام گریه ندارد؟

آن سینه زنِ اهل نماز شبِ تو مُرد
بدجور هوسران شده ام گریه ندارد؟

دور از علمایم چه نزدیک به مرگم
چون قصه ی پایان شده ام گریه ندارد؟

با زَمزَم اشک سحرم زِمزِمه دارم
همخانه ی هجران شده ام گریه ندارد؟

هی غرق شدم در دل دنیای مجازی
هی دور زِ قرآن شده ام گریه ندارد؟

دیگر به لبم خاطره ایی از شهدا نیست
من ننگ شهیدان شده ام گریه ندارد؟

با اینکه بدم باز بمن روضه چشانید
سرمست حسین جان شده ام گریه ندارد؟

سید محمد میرهاشمی

درباره سید علی اصغرپور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *