شعر مدح و مناجاتشعر مناجات با خدا

شکسته بال و پرم

به خسته حالیم ای پادشاه ارحمنی
به اشک چشم ترم یا اِله، ارحمنی

کشانده‌ام سرِ این سفره اعترافم را
نمانده از نفسم غیر آه ارحمنی

کرم نما کمی آغوش خویش را وا کن
رسیده بنده‌ی گم کرده راه ارحمنی

به قدرِ خوبیِ تو با گناه آمده‌ام
مکن عقوبت این روسیاه ارحمنی

شکسته بال و پرم، خسته‌ام، نگاهم کن
پناه ده به منِ بی‌پناه ارحمنی

بریده‌ام من از این نفْسِ خانمان سوزم
جدا شدم دگر از هر گناه ارحمنی

هزار مرتبه بخشیدی و خطا کردم
دوباره خسته‌ام از اشتباه ارحمنی

میان میکده‌ات ناله می‌زنم آقا
فقط به خاطر قدری نگاه ارحمنی

حسین از منِ آلوده دستگیری کرد
در آمدم به چه سختی ز چاه ارحمنی

رضا باقریان

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن