غربت مادر

دخترم، ارثیه ی غربت مادر مال تو
پر کشیدن مال من، این دو سه تا پر مال تو

داغ من مال علی، داغ علی هم مال من
حسنین و غم این دو تا برادر مال تو

خطبه خونی، توی مسجد مدینه مال من
خطبه خوندن، توی کوفه مثل حیدر مال تو

خنده ی همسایه ها، تو راه کوچه مال من
صدای هلهله و خنده ی لشگر مال تو

این سه تا کفن، واسه من و علی و مجتبا
زینبم، پیرهن حسین بی سر مال تو

قصه ی میخ در و کشتن محسن مال من
غصه ی سه شعبه و حنجر اصغر مال تو

بوسه های بی رمق؛ این دم آخر مال من
بوسه های لب گودال برادر مال تو

زخم بستر مال من، اشکای حیدر مال من
یک هزار و چندتا زخمِ تنِ بی سر مال تو

قتل و غارت مال تو، رخت اسارت مال تو
دیدن بزم شراب و می و ساغر مال تو

امیر عظیمی

درباره امیر عظیمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *