فرش خون

زخم بر زخم نشست و بدنت را پر کرد

فرش خون پهن شد و حجم تنت را پر کرد

نیزه پیچید به اعماق تنت از پهلو

یاد مادر همه ی پیرهنت را پر کرد

روضه مکشوف شد ان وقت که از دست کمان

ناگهان تیر پرید و دهنت را پر کرد

غیرت بادیه جوشید از این عریانی

خاک برخواست و جای کفنت را پر کرد

نعل ها محض تن و پیرهنت تازه شدند

سم مرکب همه دشت تنت را پر کرد

غارت از خیمه زمانی که به گودال رسید

ساربان چشم عقیق یمنت را پر کرد

حسن کردی

About حسن کردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *