لا یمکن الفرار

پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه
شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه

حمد شفا برام بخوانید نیمه شب
دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه

آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین
وضعیت خراب دلم را نگاه! آه

عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ
فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه

بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار
بگذار تا که ناله زنم باز، آه… آه…

لا یمکن الفرار…، شدم خسته سَیّدی
بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه

من را ببخش تا که علی شادمان شود
دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه

از غربت علی و غم حضرت بتول
باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه

نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند
وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه

طوری زدند که همه دیدند فاطمه
پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه

با چکمه هایشان چقدر این حرامیان
رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه

محمد جواد شیرازی

درباره محمد جواد شیرازی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *