صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / مـثلِ ابرِ بهار می بارم

مـثلِ ابرِ بهار می بارم

مـثلِ ابرِ بهار می بارم
در عزایِ نگار می بارم

نَفَسم بـَند آمده نفسم
شده ام بی قرار می بارم

به سرِ من چه ها نیاورده
دستِ این روزگار می بارم

باورت می شود که می لرزد
مـردِ هر کـارزار می بارم

دردِ حیدر یکی دو تا که نیست
با یتـیمانِ یار می بارم

زینبِ چار ساله فهمیده
شده ام سوگوار می بارم

رفتی و مانده بر در و دیوار
یادگارِ بـهار می بارم

شده زندان برایِ من دنیا
تیره و تلخ و تار..‌. می بارم

فاطمه جان قرارِ بعدی مان
تهِ گـودالِ یار می بارم

مثلِ بانویِ خورده شلاق و…
سرِ نیـزه سوار می بارم

ندبه خوانم شبیهِ دردانه
پایِ روضه ببار می بارم

حسین ایمانی

درباره حسین ایمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *