اشعار ویژه (پیشنهادی)شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)شعر محرم و صفر

من یتیمم ولی پدر دارم

 

 

من یتیمم ولی پدر دارم
دست لطف عمو به سر دارم

رفته میدان عمو و از دوریش
دل خون و دو چشم تر دارم

دست من را رها کن ای عمه
به خدا نیت سفر دارم

نگرانم نباش من مَردَم
من کجا ترس از خطر دارم؟

در رگم خون فاتح جمل است
نوه ی شیرم و جگر دارم

میروم تا فدای او بشوم
من برای عمو سپر دارم

سمت میدان دوید اما , آه…
لشکر بی حیا و عبدالله

دید در انتهای یک گودال
گوییا رفته است عمو از حال

آمد و بر سر عمو افتاد
رجز عاشقانه ای سر داد

این عموی من است , بی کس نیست
می زنیدش , مگر گناهش چیست؟

برد پیش امام دستش را
تیغ یک بی مرام دستش را…

باز دستی شکست , یاالله
روضه را برد جای دیگر , آه …

مادری در مصاف یک نامرد
دست مادر , غلاف یک نامرد

مجتبی خرسندی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن