شعر ولادت امام زمان (عج)

نیکو پسر فاطمه آمد

نیکو پسر فاطمه آمد

برخیز که مستان همه در جوش و خروشند
خوبان همگی در شعف و آینه پوشند

شیخان همگی دست به دامان پیاله
این جام به صد مسجد و منبر نفروشند

آواز جلی میرسد از کوه و در و دشت
عالم همه در حالت مستی و به گوشند

جایی که کند مرغ جلی نغمه و آواز
مرغان غزلخوان همگی لال و خموشند

از واقعه ای ژرف خبر داده منادی
اهل دو سرا جمله به گوشند و به هوشند

خوش باش که بر طاق فلک قائمه آمد
تبریک که نیکو پسر فاطمه آمد

آن عید که گفنند بزرگ است همین است
شوری به دل جمله ی مخلوق زمین است

تنها نه زمین ولوله در عرش معلاست
عالم مثَلِ یک صدف اودرّ ثمین است

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
از بودِ همین بوده و تا هست چنین است

آن ساقی صاحب نظر میکده ی حسن
هر کس که نشان خواست بگویید همین است

شوریست به پا در دل جن و ملک و انس
این زمزمه در روی لب اهل یمین اسث

خوش باش که بر طاق فلک قائمه آمد
تبریک که نیکو پسر فاطمه آمد

مجنون شده آوارهء صحرا ز خیالش
لیلا شده مجنون و گرفتار جمالش

انجم همگی مات چنین نور الهی
چشمان قمر خیره به ابروی هلالش

فطرس به طواف رخ او بال گشوده
جبریل شدش سایه فکن با پر و بالش

حسنش همه جا شهرهء عام است ولیکن
چشمی نبرد ره به بلندای کمالش

این راه نجات است و جز این نیست، بگیرید
ای گمشدگان دست به کنج پر شالش

خوش باش که بر طاق فلک قائمه آمد
تبریک که نیکو پسر فاطمه آمد

آمد به جهان نور دل حضرت زهرا
آمد که شود نوح همه عترت طاها

آمد که شود فخر همه عالم و آدم
آمد که شود نور دل مادر و بابا

آمد که زند تکیه به دیوارهء کعبه
آمد که سرور آورد از عرش معلا

آمد که بگیرد به کفش تیغ عدالت
با اذن و مدد از علی عالی اعلا

آمد به تسلای دل مادر سادات
بر کعبه زند پرچم شاه شهدا را

خوش باش که بر طاق فلک قائمه آمد
تبریک که نیکو پسر فاطمه آمد

 داریوش جعفری

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن