شعر مدح و مناجاتشعر مدح و مناجات حضرت زهرا (س)

کعبه اش بود و ز شب تا به سحر ماتش بود

 

کعبه اش بود و ز شب تا به سحر ماتش بود
دخترش بود و به حق مادر ذراتش بود

او سه آیه است ولی تا دم آخر احمد
مست و مبهوت، ز زیبایی آیاتش بود

رفت معراج که با فاطمه محشور شود
ظاهراً سیب ولی فاطمه سوغاتش بود

اختیار همه ی کون و مکان با او بود
عالمی تحت ید “فاطمه ساداتش” بود

مصطفی کاشت که یک فاطمه برداشت کند
خود ، علی بود و علی، فاطمه مرآتش بود

آنچه میگفت علی بعد نمازش: “زهرا” (س)
“راضیه” ناحیه ی صبح فیوضاتش بود

قبر مخفیش خودش یک تنه اثباتش کرد
چه کسی گفته کسی در پی اثباتش بود؟

ساعتی که به زنان معنی قرآن میگفت
خود قرآن بخدا محو عباراتش بود

“وهم” را زیر لحد برد و یقین را آورد
آن زمانی که عرب مست خرافاتش بود

جعفر ابوالفتحی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن