شعر مناجات با خدا

یا الهی

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ ماهِ ذکر و مناجات

خداحافظ لحظه هایِ ملاقات

خداحافظ ماهِ خوبِ خدا

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ افتتاحِ سحرها

به ما می شد نیمه شب چه نظرها

خداحافظ ماهِ خوبِ خدا

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ سفره هایِ ضیافت

به ماکردی بارِ دیگرِ عنایت

خداحافظ ماهِ خوبِ خدا

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ سوز وناله یارب

خداحافظ اشک و روضه هرشب

خداحافظ ماهِ خوبِ خدا

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ تشنگی دمِ افطار

ننوشیدنِ آب، شبیهِ علمدار

خداحافظ ماهِ خوبِ خدا

کریم العفو یا الهی الهی

خداحافظ گریه با دلِ بی تاب

جداشد زینب چگونه ز ارباب

خدارا از این غم چه چاره کنم؟

حسین جان ای آبروی دوعالم

نگینِ سلیمان به حلقه خاتم

خدارا از این غم چه چاره کنم؟

خداحافظ ای برادر ِ زینب

روی میدان در برابر زینب

خدارا از این غم چه چاره کنم

به دنبالت خیمه خیمه دویدم

قسم بر این گیسوانِ سپیدم

مرو میدان ای برادر من

ببوسم آهسته زیرِ گلویت

مده دست این و آن سرِ مویت

قسم بر این دیدهترِ من

بگو بر سر من چه خاکی بریزم

اگر زیرِ پا بیفتی عزیزم

حسین جان ای سایه سر ِمن

چه سازم بینم به مویِ پریشان

تنت عریان رویِ خاکِ بیابان

به گوش آید آهِ مادر من

بهم ریزد ذره ذره تنِ تو

شود آخر بوریا کفنِ تو

سرت بر نیزه برابر من

میانِ لشگر بگو منِ تنها

چه سازم با بی پناهیِ زن ها

شود غارت بی تو معجر من

قاسم نعمتی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن