شعر شهادت اهل بيت (ع)شعر شهادت حضرت زهرا (س)

بستر

خدا مرا بکشد تو سه ماهه پیر شدی
چه آمده به سرت از زمانه سیر شدی
توان حرف زدن هم نمانده در بدنت
چه قدر فاطمه جانم تو گوشه گیر شدی

تمام زندگی ام زیر و رو شد از وقتی
که بین آتش و دیوار و در اسیر شدی
مغیره هر چه تو را زد ز پا نیفتادی
تو بار شیشه سپر کردی و دلیر شدی
زنی نرفته به جنگ چهل نفر جز تو
دوباره مثل همیشه چه بی نظیر شدی
خدا مرا بکشد لاله از زمین رویید
همین که با قد خم رد ز هر مسیر شدی
مسیح پرور عالم تو هستی و حالا
میان زخم و جراحت چنین اسیر شدی

محمد حسین رحیمیان

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا