شعر شهادت امام صادق (ع)

سوختنت

سوختنت

کوچه ها نیمه ی شب سوختنت را دیدند
ریسمان ها به سراپای تنت پیچیدند
در و دیوار به اشفتگی ات لرزیدند
یادگاران سقیفه به غمت خندیدند

اثر زهر کشنده بدنت راحت شد
روضه ات موی سفیدی ست که بی حرمت شد

پابرهنه عقب اسب چه بد درد سر است
اسب ها سرعتشان از قدمت بیشتر است
بسکه خوردی به زمین جان شما در خطر است
صورت ملتهبت از عرق سرد,تر است
بر سر شانه غم تلخ علی می بردی
بی امامه وسط کوچه زمین می خوردی

پیکرت اب شد از زهر ولی بی سر…نه
خانه ات سوخت ولی کودک تو معجر…نه
خواهرت بعد تو در هجمه ی یک لشکر…نه
عقب قافله جا مانده ز تو دختر؟…نه
خانه ی سوخته ات پنجره ی کرببلاست
روضه ات جلوه ای از خاطره ی کرببلاست
 حسن کردی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا