شعر ولادت حضرت رقيه (س)

شبیـه حضـرت زهـرا

شبیـه حضـرت زهـرا

میـان آینـه هــا عکس یــار افتــاده
خـدا بـه حضرت اربـاب دختـری داده
فرشتـه هـا همگـی در تـدارک اطعـام
و دود کــردن اسپنـد بهــر شهـزاده

و بال حضرت جبریل فـرش راهش شـد
برای نوکـری اش لشکـری شـد آمـاده
و با شراب طهوری کـه بـا خــودش آورد
حراج کرده عمویش بـه کاسه هـا بـاده
تـو آمدی که اجابت کنی دعای مرا
شبیـه حضـرت زهـرا به روی سجـاده

بیا به ما بچشان جرعـه ای ز آب حیـات
نثـار مقــدم پاکـت چهــارده صلـوات

بگــو برای همـــه از مقـــام بالایــت
کـه شهـد عشق چکیـده ز روی لبهایت
نشان بـده بــه همـه دلبرانـه بــودن را
اسیــر دلبــری ات بـود و هست بابایت
تویـی که عرش نشینی به شانه های عمـو
تویـی که شانـه ی عبـاس بوده جـا پایت
میان نافلــه عمــه چــه حاجتـی دارد
دخیــل بستـه بـه چـادر نمـاز زیبـایت
فـدای قامت سبـزی که مثل فاطمه بـود
ندیـده صحنـه ی گیتی دوباره همـتایت

تویی شبیه تر از هر کسی به مادرمان
شبیـه فاطمـه هستـی تو در برابرمان

کریمـه ای و کریمـان گـدای کـوی شمـا
و قبلـه گـاه دل ما فقط به سـوی شما
شمیـم سیـب رسیــده بیـا نگـاه بکــن
بیا که می وزد از کوچـه کوچه بوی شما
مـرا بخـر کـه غلامـی بـدم ولـی بانــو
در آرزوی تــو هستــم در آرزوی شما
مـن از تبـار شریفـی ز نسـل سلمانــم
کــه اعتبـار گرفتــم از آبـروی شمـا
اگـر تمـام جهـان را کسی به من بدهـد
عـوض نمی کنم حتـی به تـار موی شمـا

تویی که دلبری ات برده صبر و هوش عمو
عموت ساقی طفلان, تو “مـی” فروش عمو

تویی که باز شود صد گـره به دستانت
هــزار حاتــم طایـی گـدای احسانت
سه ساله دختـر ارباب هستی و پـدرت
دخیـل بستـه دلش را به ناز چشمانت
چگونــه حاجت خـود را گرفتی از بابا
چه صحنه های غریبی که دیده دامانت
مثال حضـرت یعقـوب می شـوی وقتی
بـه جـای پیرهنـی “سر” رسد به کنعانت!
عجیب نیست که ما را اسیر خود کردی
عجیب نیست که چشمان ماست گریانت

خدا کند که به ما هم دمی اشاره کنی
به کـار خیـر محال است استخاره کنی…

احمد ایرانی نسب

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا