شعر شهادت اهل بيت (ع)شعر شهادت حضرت زهرا (س)

ضربه کاری بود و مادر بی هوا از پا فتاد
بسکه غافلگیر شد، روی زمین درجا فتاد

گوشوارِ مادرم در کوچه شد پخشِ زمین
نقش سیلی بر رخِ انسیهٔ حورا فتاد

یکطرف ضربِ دو دست و یکطرف دیوارِ سخت
جای پنج انگشت بر رخساره برق آسا فتاد

تا نبینم مادرم را بر زمین افتاده است
خواست برخیزد ز جایش، بی درنگ اما فتاد

شانه ام را چون عصا، بُردم بزیرِ دست او
یک قدم برداشت، اما باز هم از نا فتاد

چادرِ خاکیِ او را می تکاندم، ناگهان
دیده ام بر خونِ گوشِ مادرم زهرا فتاد

گفت با من، حرفی از سیلی به بابایت مگو
با خودم گفتم، چه داغی بر دل بابا فتاد

آن طلوعی که پدر،روزی سه نوبت فیض داشت
بعد از این، از روی ماهِ زهرهٔ زهرا فتاد

خواهر اما دید مادر را به آن روی کبود
برقِ سیلی در نگاهِ زینب کبرا فتاد

ارثِ مادر، عاقبت بر دخترش خواهد رسید
آری آن سیلی، به روی یک یکِ گلها فتاد

گاه وقتِ حمله بر خیمه، گهی در قتلگاه
ضربهٔ دستِ یهودی بر یتیمِ ما فتاد

آید آن روزیکه صبحِ انتقامِ سیلی است
آری آن روزیکه دستِ غیب بر اعدا فتاد

شاعر؟؟؟

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن