Home / شعر مدح و مناجات / شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ارث بُرده از حـسن

دلرُبایی می کُند “در لـباس بـنـدگی کار خُــدایی می کُند” ارث بُرده از حـسن این که از کار همه مشکل گُشایی می کُند

ادامه »

کیمیای اصل

قدمتی که شاه دارد را گداهم داشته حکمتی که فقر دارد را غنی هم داشته تازمین خوردیم با نام تو سرپا میشدیم دردهامان از طفولیت دوا هم داشته

ادامه »

امیرُالحق

امیرُالحق، امیرُالعشق، امیرُالمومنینی تو خدایی یا بشر؟ حیدر! نه آنی تو، نه اینی تو تو را خواندند بی‌همتا و رقصیدند در آتش علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی این‌چنینی تو

ادامه »

سلام ساقی کوثر

خمار جام غدیرم شراب می خواهم طهوری از نفس بوتراب می خواهم جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم سلام می دهم آقا جواب می خواهم

ادامه »

شاه مردان

چنان سرباز گیر افتاده ی در بین عدوانش به دام افتاده ام در لشکر انبوه مژگانش اگر تیغ کج ابرو تدارک دیده ، این گردن نمیباشم مسلمان گر نمایم رد احسانش

ادامه »

اذن دخول

رسیده ام در باب الجواد با امید چرا که یاس پر است از تضاد با امید برای رفع گره های کور آمده است دلی که دست به دست تو داد با امید

ادامه »