صفحه اصلی / شعر مدح و مناجات / شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

علی ممسوس فی ذات الله

تا تیغِ زلفت ای پدر خاک! خورد تاب ما سرگذاشتیم بر این تیره ی تراب انگار خلق محرم راز تو نیستند وقتی که هست کعبه چنین بر تنش حجاب

ادامه »

دم “حیدر”

به یُمن حضرت دلبر خدا بر من کرامت کرد همین که نامش آوردم دعایم را اجابت کرد نه تنها من سرآغاز امورم “یاعلی” گفتم خدا هم “یاعلی” گفت و شروع امر خلقت کرد

ادامه »

دلاور

احمد(ص) تو را همیشه به عنوان یار خواند پیوسته از فضائل تو آشکار خواند پیغمبری که جایگهش صدر جنه است با خویشتن محب تو را همجوار خواند

ادامه »

طلب مدد از او کن

به جز از علی نباشد به جهان گره‌گشایی طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن به جز او به زخم دل‌ها ننهد کسی دوایی

ادامه »

ایوان علی

موقع خلقت عشاق ز احسان علی ورز میخورد گل شیعه بدستان علی عرش اگر در حرمش نیست چرا‌ پس شبها می نشینند ملائک به شبستان علی؟!

ادامه »

معنی الله صمد

تا معنی اللهُ صمد را بشناسی کافی است ببوسی درِ این صحن و سرا را تا دوستی اش اصلِ نماز است ، مؤذن بی نام علی نعره نزن “حیّ علی”را …

ادامه »

بوی گل پیچید

خرمن غصه ها شرار گرفت سوز را حملهء بهار گرفت سینهء سبزه ها قرار گرفت بلبل از پای غنچه خوار گرفت

ادامه »

حق مداریم

باطن سیر به سوی حق همان سیرِ علی است بیشتر از ما خدا گوینده ی خیرِ علی است هر کجا باشیم راه حق مگر غیرِ علی است؟! حق مداریم و پی هر قیل و قالی نیستیم

ادامه »

امامِ مُتقَین

به نامِ تو نوشته شد تمامِ سرنوشتِ من حَک شده یاعلی علی به رویِ خِشت خِشتِ من تَرنُـّمِ دمِ علی نـِقابِ رویِ زشتِ من قَسیم نار وجَنـَّتی بهشتِ من بهشتِ من

ادامه »