شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ناز شست حیدرش

تا که گویی یا علی سجاده پر پر می زند
سجده ی واجب کن و بشنو که بر در می زند

بعد از آنکه از سحر تا مغربی باده زنم
آمد اینک حضرتش دیدی به ما سر می زند

بیشتر بخوانید »

حق مع او بود

پادشاهی کی بشاید گفت جز بر حضرتش
آیت و کرسی بلرزد چون که بیند هیبتش

کورش و زرتشت و عیسی جملگی پیغمبران
جرعه ای از جام او نوشیده اند با رخصتش

بیشتر بخوانید »

گوشه ایوان ‌تو

جز گوشه ایوان ‌تو ، دل بند ندارد
آری اثرِ بندِ تو را ، پند ندارد

از عارف و عامی همه دل داده به زلفت
زنجیر کسی اینهمه دربند ندارد

بیشتر بخوانید »

ناد علی

رب اعلایی و سوی تو سجود آوردیم
سر تعظیم برای تو فرود آوردیم

با دم ناد علی سمت دیارش میرفت
زیر ایوان نجف هرچه جهود آوردیم

بیشتر بخوانید »

رویای هر شب

معنای جذر و مد نگاه تو ماه شد

زلفت گرفت چشم تو عالم سیاه شد

بر عاشقان ،نگاه به رویت رفاه شد

اینگونه شد که وصف تو همچون اله شد

بیشتر بخوانید »

میشود ابوطالب

عروج، بال و پرش میشود ابوطالب
کمال، برگ و برش میشود ابوطالب

کسی که هست امیرِ تمامیِ عالم
بدون شک پدرش میشود ابوطالب

بیشتر بخوانید »

ولایت مدار

   به نام خداوند جان و جهان
به پـروردگـار زمیـن و زمـان
به خلّاق بی مثل هفت آسمان
که از آب و خاک آفریده ست مانبیشتر بخوانید »

طلیعه ی نور

شما ، طلیعه ی نورید ، از سپیده شدن
حقیقتی که عیان نیست از شنیده شدن

اگر تمام فلک را ز ابر ، پرده کشند
وقار کم نکند ماه ، از ندیده شدنبیشتر بخوانید »

فمن یمت یرنی

علی برای ثنایش به من توان داده
به جوهر و قلم و کاغذم زبان داده

مقام دیدن نور خدای در نجفش
فضیلتی است که مولا به شیعیان داده

بیشتر بخوانید »

تصویر خداوند

ای اسم ‌تو‌ با اسمِ ‌خدا شانه به شانه
ای ذات تو مانند خداوند یگانه

تصویر خداوند شدی در رُخ انسان
فرزند نزاییده شبیه تو‌ زمانه

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن