شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

تیر غم حیدر

سخن هرگز نمیماند درون یک دهان پنهان
کدامین تیر میگردد به پهنای کمان پنهان

ز رد پای ناموزن مستان در خراباتم
نماند از راه زن بر خاک رد کاروان پنهان

بیشتر بخوانید »

نور علی

پیمبر آیا ؟که نه وصی شد ، مُحمّد آیا ؟ که نه علی شد
درون آیینه نور تابید و روحِ آیینه صیقلی شد

ازل به نور نبی است روشن ، ابد به نور علی معیّن
اَلست، یعنی سوال از انسان علی که آمد سخن بلی شد

بیشتر بخوانید »

یا حیدر کرار

بی شک کسی که پاره گریبان حیدر است

“اشهد” نگفته مست و مسلمان حیدر است

آن سرمه ای که اهل نظر در پی اش روند

در زیر فرش پاک شبستان حیدر است

بیشتر بخوانید »

شیر خدا

سائل کجا کجا شه اکرام ، مرتضاست
دست خدا ، حقیقت اسلام ، مرتضاست
لا یمکن الفرار من العدل ذوالجلال
بر تخت قسط ، مجری احکام ، مرتضاست
بیشتر بخوانید »

هدف

وقتی که هدف نیست کمان فایده اش چیست؟

بی نام علی هر دو جهان فایده اش چیست؟

جز گفتن سی تا به علیٍ سه شب قدر

هی روزه ی ماه رمضان فایده اش چیست؟

بیشتر بخوانید »

اسرار صاحبخانه

شکاف آیا دلیلش چیست وقتی خانه در دارد

کسی باید که از این راز کعبه پرده بر دارد

به دنبال چه می گردند گرد کعبه حاجی ها

به غیر از آن شکاف حیدری چیزی مگر دارد؟بیشتر بخوانید »

معیار

هر وقت کامم تلخ باشد چاره اش این است

نام تو را می‌آورم … نام تو شیرین است

یا مرتضی معیار دین داری ولای توست

هر کس بدون تو مسلمان است بی دین استبیشتر بخوانید »

گوهر

مِنّتِ زلف تو دارم که گرفتارم کرد

گوهر مهر تو اینگونه خریدارم کرد

کافری بیش نبودم عَلَوی ام کردی

نفس عشق شما بود که بیدارم کردبیشتر بخوانید »

ربیَّ الاعلی

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبویِ مرا زیر و رو کنند؟
دل را حرارتِ غم ِ تو کم نمیشود
مارا اگر به چشمه ی زمزم فرو کنندبیشتر بخوانید »

راهِ حل

ویران شدم که تو برسی بانیَم شوی

احوال پُرس هر شبِ بارانیَم شوی

نزدیکِ زخم ِ این دلِ زندانیَم شوی

تا راهِ حل ِ دردِ پریشانیَم شوی

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن