صفحه اصلی / شعر مدح و مناجات / شعر مدح امام حسين (ع) (page 10)

شعر مدح امام حسين (ع)

حرفی نمانده دوستان و دشمنان را

حرفی نمانده دوستان و دشمنان را پر کرده است از نام خود گوش جهان را فرمود اگر بی دین شدید آزاده باشید با این سخن دربند کرد آزادگان را

ادامه »

دردی مثال درد و غمت، میشود مگر؟

دردی مثال درد و غمت، میشود مگر؟ رنگی سیاهی علمت، میشود مگر؟ ای کشته ی فتاده به هامون،قتیل اشک کس ناامید از کرمت، میشود مگر؟

ادامه »

در جهانی که در آن شوق به فردا هیچ است

در جهانی که در آن شوق به فردا هیچ است تا تو امید منی غصه و غم ها هیچ است به طبیبان جهان رو نزنم در هر حال درد تا درد حسین است مداوا هیچ است

ادامه »

لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود

لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود تلخ کامی های ما با روضه شیرین میشود کفه اعمال ما از نور سجده خالی است این سبک وزنی به نور اشک سنگین میشود

ادامه »

دمی که نیزه به قصد گزند می آید

دمی که نیزه به قصد گزند می آید خدا به پای خودش در کمند می آید چکد ز کنج لبت لااله الاالله… به حرف، زخمی مشکل پسند می آید

ادامه »

هرکس دچارت گشت پس زد چاره ها را

هرکس دچارت گشت پس زد چاره ها را بیچاره خود کرده ای بیچاره ها را خورشید را هم مشتری خویش کردی مجذوب نورت کرده ای سیاره ها را

ادامه »

پسر شیر خدا یک تنه طوفان کردی

پسر شیر خدا یک تنه طوفان کردی تو خودت کار تمامی امامان کردی دست خالی احدی از ته گودال نرفت سفره تک تکشان را چه پر از نان کردی

ادامه »