شعر مدح امام حسين (ع)

حسین جان

گرچه از دنیا فقط دو چشم تر دارم حسین
من ز ثروتمندها هم بیشتر دارم حسین
خانه بودم فاطمه آورد تا اینجا مرا
هر کجا مادر بفرماید گذر دارم حسین
بیشتر بخوانید »

اشک روضه

دور از حسین زندگی ما چه فایده
اصلا نفس بدون تو مولا چه فایده
هرگز شعار نیست دلم داد میزند
دنیای بی حسین خدایا چه فایده
بیشتر بخوانید »

عاشق

حسرت به دل ، نماندم و حاجت روا شدم

حالا دوباره با غمتان ، آشنا شدم

از کودکی که نامِ تو را گفت مادرم

یک دل نه صد دل ، عاشق نام شما شدم


بیشتر بخوانید »

تو را در سینه هاى بى نیاز از هر دوا دیدم

همین دیشب تو را بر منبر بزم عزا دیدم

تو رادر هر تباکى دیده ام با چشم هاى خود

تو را حتى میان اشک از روى ریا دیدم

بیشتر بخوانید »

درد فراق یار

سهم من از معشوق یک عمر است هجران است
هجران عاشق در حقیقت عین زندان است

درد فراق یار حتما اذیتش کرده
دیدی اگر که عاشقی پاره گریبان است

بیشتر بخوانید »

روضه تو

باز هم در حرمت میل گدایی دارم
شب جمعه هوس کرببلایی دارم

محشری از اثر ذکر تو در جان بر پاست
که چنان صور به دل آه رسایی دارم

بیشتر بخوانید »

عزادار

زلف همه‌ی خلق گرفتار حسین است
حال همه آشفته و بیمار حسین است

باید که خلائق همگی اشک بریزند
وقتیکه خداوند عزادار حسین است

بیشتر بخوانید »

می‌روم

شاید امسال بیایم حرمت؛ یا شاید …
سر و کار دل من هست، فقط با «شاید»

باز هم دفتر خود را بزن ارباب، ورق
اصلا افتاده کسی از قلم آقا !؛ شاید

بیشتر بخوانید »

لطف حق

توبه ای می طلبد عفوِ اِلهِ من و تو
که کند رحم به این ناله و آهِ من و تو

لطف حق منتظرِ بارشِ چشمان کسی است
تا بشویَد گُنه از روی سیاهِ من و تو

بیشتر بخوانید »

بانویی کنج حرم

شب جمعه حرمت بوی محرم دارد
بانویی کنج حرم مجلس ماتم دارد

شب جمعه شده و باز دلم رفت حرم
دل آشفته ى من، صحن تو را کم دارد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن