شعر مناجات امام حسين (ع)

جمال آفتاب

تا از افق جمال حسین آفتاب کرد
سنگ سیاه جان مرا دُرّ ناب کرد

من کال بودم و نرسیده به بزم عشق
دست حسین قوره ی دل را شراب کرد

بیشتر بخوانید »

تربت اعلا

از شوق رود بود که دریا درست شد
تقصیر درد بود مداوا درست شد

عاشق به ذات خویش ندارد هویتی
یوسف که ناز کرد، زلیخا درست شد

بیشتر بخوانید »

بی اندازه

با اسمت عالمو دیوونه کردی
چقد دل میبره آوازه ی تو
واسه ت فرقی نداره خوب یا بد
فدای لطف بی اندازه ی توبیشتر بخوانید »

گدای حرم

هوا هوای حسین و هوا هوای حرم
دلم عجیب هوایی شده برای حرم

سفر به دور جهان مال هرکه میخواهد
سفر به کرب و بلا روزی گدای حرمبیشتر بخوانید »

نان حلال

رند بازاریم اگر درویش مسلک زاده ایم
بَه چه سودی عالمی دادی و ما دل داده ایم

مست ما می گردد هر جامی که برما لب زند
بس که نامت از لبِ ما ریخته خود باده ایمبیشتر بخوانید »

کبوتر

به درگه احدی خَم نمی کنم سر را
مگر به جز تو که داری هوای نوکر را

رسد به هرچه که خیراست بی برو برگرد
هرآنکه بر کرم تو سپرد باور رابیشتر بخوانید »

روسیاهم

حلقه بسته اشک در چشمم ببین حالِ مرا
بد زمین خوردم، شکسته باز هم بال و پرم
روی دوشم مانده کوه معصیت کاری بکن
روسیاهم، خسته ام آقا گذشت آب از سرمبیشتر بخوانید »

نبود

معرفت در اشک‌هایم قدّ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی؛ چشم من روشن نبود

در جواب ناله‌ی جانسوزِ «هَل مِن ناصرت»
با خودم گفتم که روی صحبتش با من نبودبیشتر بخوانید »

کبوتر حرمم

خدا کند کسی از تو مرا جدا نکند
من و جدایی از لطف تو! خدا نکند

به اعتبار تو بر من خدا نظر دارد
بدون واسطه یک ذره اعتنا نکند

بیشتر بخوانید »

اشک چشم

با یا علی، خدا را با اشک چشم خواندم
با فاطمه دعا را با اشک چشم خواندم

وقت اذان مغرب، چشمم به سفره تا خورد
آیات هل اتی را با اشک چشم خواندم

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن