Home / شعر مدح و مناجات / شعر مناجات امام حسين (ع)

شعر مناجات امام حسين (ع)

ثارالله

جهان من که جدا از تو جانم افسرده ست شبی صدا نزنم یا حسین دلم مرده ست قسم به عشق که جانم به گریه محتاج است بدون اشک غمت باغ دیده پژمرده ست

ادامه »

تو سید الشهدایی

منزهی، به ستایش شدن نیاز نداری وجود مطلقی و مطلقاً نیاز نداری حسین! نام تو بهر معرفی تو کافی است معرفی و به حرف و سخن نیاز نداری

ادامه »

من نوکر حسینم

هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم من طایر قدسم به زمین آمده ام تا از برکه ی اندوه تو یک جرعه بنوشم

ادامه »

توبه ی مردانه

کِی شود حُر شَوَم و توبه ی مردانه کنم؟! سینه ام را ز چه مَنزلگهِ بیگانه کنم؟! سینه ویران شده ی توست به ولله حسین گنج را من طلب از سینه ی ویرانه کنم

ادامه »

سائل روضه

اول شعر که یارب بشود خوب تر است عشق بازی به دل شب بشود خوب تر است هر کسی در پی وصل است بگویید به او: با توسل که مقرّب بشود خوب تر است

ادامه »

وصل و هجران…

در اصل هجران تشنگی و وصل باران است حسی که من دارم همان حس بیابان است نزدیکی و دوری ملاک وصل و هجران نیست “راضی “ست او وصل است ؛ ” ناراضی ” ست هجران است

ادامه »

صد مرتبه مردیم و نگشتیم ز اموات

#غریب_مادر_حسین_ع ای زلف تو هم هندسه هم شخص مهندس تاریخ بنا از مژه فرمود مؤسس ما جز الف قامت تو هیچ نگفتیم شد دال در این مساله بالای مدرس

ادامه »