شعر مدح و مناجات حضرت عباس (ع)

دست‌هایت

می‌سپارم دل به دستت ای «امانت‌دارْ دست»
باز، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار، دست

آه اگر می‌خواهی از نابودیِ من بشنوی
پا بکش از خانه‌ی دل؛ از سرم بردار، دست

بیشتر بخوانید »

امان نامه

هرکه گرفتار غمت می شود
زنده به احیای دمت می شود

قطع یقین لطف نگاه شماست
تا که کسی محتشمت می شود

بیشتر بخوانید »

مشکل گشا

همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

بیشتر بخوانید »

قیام کرده

جهان عشق مرید مقام عباس است
ادب همیشه در عالم به نام عباس است
طبیب درد تمام مذاهب عالم
کبوترانه شفا جلد بام عباس است

بیشتر بخوانید »

مشکل گشا

مردِ مشگل گشا اباالفضل است
دردها را دوا اباالفضل است

ذکر تسبیح عارفان، اَلله
ذکر تسبیح ما اباالفضل است
بیشتر بخوانید »

قوّتِ تیغِ علی

وقتی رَجَز می خوانْد میدان زیر و رو شد
کـوفیِ ترسو باز هـم بی آبـرو شد

لرزید میـدان زیرِ پاهایِ علمـدار
صِفـِّیْن با تکبیرِ حیدر رو به رو شد

بیشتر بخوانید »

مه هاشمیان

باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود بیشتر بخوانید »

یا ابوفاضل مدد

روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود
ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون
مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

بیشتر بخوانید »

ید الله فوق ایدیهم

رقص شمشیر تا کنی معرکه ویران می شود
اسم اعظم می بری شمشیر برّان می شود

چون ابوالفضل را خدا باید که تعریفش کند
الف فضلش خودش یکصد دیوان می شود

بیشتر بخوانید »

علمدار

ماه در پای شب تار نخواهد افتاد
کار یوسف به خریدار نخواهد افتاد
اتفاقی سرِ بازار نخواهد افتاد
ذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتاد
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن