شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

یا عزیز الله…

منی که غیر تو برهر غریبه دل دادم
دلم شکست و نیامد کسی به امدادم

سرم به کار خودم بود دعوتم کردی
ز یاد بردمت اما نبردی از یادم

بیشتر بخوانید »

السلام علیک یا صاحب الزمان….

 

حضور دارد و ما فکر غربتش هستیم
غریب مانده و غافل ز غربتش هستیم

سراغ از او نگرفتیم او سراغ گرفت
گله نکرده ز ما گرچه رعیتش هستیم

بیشتر بخوانید »

یا صاحب الزمان…

سائـلم ، حاجتم عنایت اوســت
مطمئنّــم کرم سَـجیّت اوست
زنده دل بودنم به بَـرکـت اوست
“دل سراپرده ی مُحبّـت اوست”
“دیده آیینه دار طلعت اوست”

بیشتر بخوانید »

یا صاحب الزمان…

درد دل ما بی تو فراوان شده آقا
دل همه امروز پریشان شده آقا
بد می گذرد زندگی مردم دنیا
بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا
بیشتر بخوانید »

یا ولی الله…

زحمتت هستم و ای کاش دگر کم بشوم
یا که نه … با نفس قدسی ات آدم بشوم

چه خیالات عجیبی … من و این بار گناه …
خواستم در نظر چشم تو مَحرم بشوم

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات

بی سحر آدم از تو بی خبر است
که خبرهای تازه در سحر است

آسمان هم بدون تو قفس است
سقفش اما کمی بلندتر است

بیشتر بخوانید »

تو چه خورشیدجمالی که نبینند تو را

#امام_زمان

یا دَمِ هوی کسی یا دم تیغ دو سری
بر دل خسته‌دلان می‌کند آخر اثری

سال‌ها حلقه زدم بر در میخانه‌ی تو
که مگر بوسه زنم دست تو را پشت دری

بیشتر بخوانید »

با “محبت” آمدی، صید کمندم کرده ای

#امام_زمان

با “محبت” آمدی، صید کمندم کرده ای

با همین ترفند ساده، پایبندم کرده ای

بی بهاتر از همه هستم ولی با لطف خود

در میان عاشقانت ارجمندم کرده ای

بیشتر بخوانید »

تو که خود با خبر از حال دل زار منی

 

 

تا به کی از تو و از فاصله ها باید گفت؟
تا به کی از تو و آن زلف رها باید گفت؟

تا به کی رنج فراق رخ تو باید برد؟
تا به کی شور غزل را به نوا باید گفت؟

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با امام زمان(عج)

بازم شب قدره و بیقراری
غلت میخوره رو گونه های خیسم
بازم شب قدره و حاجتام و
یکی یکی با گریه می نویسم

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن