شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

مهر سیرت

کهکشان خاک ره اجلال تو
آسمان سایه نشین بال تو

در فلک مردم پی ماهند و من
در زمین دنبال استهلال تو

بیشتر بخوانید »

هجران

در آینه قیل و قال را میبینم
یک آدم بی خیال را میبینم
این جمعه اگر گناه را ترک کنم
قطع به یقین وصال را میبینم
بیشتر بخوانید »

درد جدایی

دارم تحمل می کنم درد جدایی را
در ندبه ها سر می دهم مولا کجایی را

در گوشه ی زندان هجران…با خیال وصل
هرشب تصور می کنم صبح رهایی را

بیشتر بخوانید »

مشتاق به دیدار

از خوب و بد هر عملت با خبرم من
چون از رگ گردن به تو نزدیک ترم من

صد بار اگر توبه شکستی و گذشتم
صدبار دگر توبه کنی می گذرم من

بیشتر بخوانید »

آبرویت برده ام

سائلی بیچاره ام در بین راه افتاده ام
بی کس و تنها شدم بی سرپناه افتاده ام

باید امشب گریه ی سیری کنم بر حال خود
بی حیایی کرده ام در قعر چاه افتاده ام

بیشتر بخوانید »

شبیه شمع

بهار آمده و زرد مانده حاصل ما
هنوز قحطی لبخند توست مشکل ما

اگرچه کوچه ی ما رخت سبز پوشیده
هنوز رنگ عزاخانه هاست منزل ما

بیشتر بخوانید »

نگاه تو

 

رفیق گمشده ات را بخواه برگردد
امید دارد از این کوره راه برگردد

نگاه توست که من را به راه آوردست
خدا نکرده اگر آن نگاه برگردد….بیشتر بخوانید »

آقا نگاهی

این آخرین روز است از سالی که دارم
شرمندگی مانده‌ از احوالی که دارم

حال مرا تغییر ده یا احسن‌الحال
آشفته هستم با همین حالی که دارمبیشتر بخوانید »

عصر جمعه

 

از سوز عشق دیده ی گریان گرفته ایم
مثل هوای سرد زمستان،گرفته ایم

آتش دوای درد دل داغدار ماست
از دست شعله نُسخه ی درمان گرفته ایمبیشتر بخوانید »

قلب زار

 

دیدگانم لایق دیدار دلدارم نشد
عمر من طی شد ولی آقا خریدارم نشد

نیستم آن بنده ی خوب و به دور از معصیت
وای بر من صاحبم راضی ز کردارم نشدبیشتر بخوانید »

بستن
بستن