صفحه اصلی / شعر مدح و مناجات / شعر مناجات با خدا (page 2)

شعر مناجات با خدا

کاری بکن که رو نزنم بر کسی بیا…

#مناجات_با_خدا یادت دلیل گریه‌ی پنهانی من است نامت انیس این دل زندانی من است نـیمه شب آمدم که نبینی رخ مرا بـار‌ گناه علت پـنهانی من است

ادامه »

عبدالحسین هستند کل خاندان من

#مناجات_با_خدا دلگیری از دستم خدای مهربان من بند آمده از ترس خشم تو زبان من دنیا خریدم آخرت از پیش چشمم رفت کاری بکن برعکس شد سود و زیان من

ادامه »

شعر مناجاتی شب قدر

عبدی که بود پست و هوسران تر از همه برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه از خود فرار کرده غلام فراری ات سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

ادامه »

شعر مناجات با خدا

سفره باز است، بیایید، غذا آماده است هر کجا صحبت توبه است، خدا آماده است شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید آن کریمی که کشد ناز گدا، آماده است

ادامه »

شعر مناجات با خدا در شب قدر

باید برای حال زارم ناله سر کرد یا لااقل این شام ظلمت را سحر کرد وقت گرفتاری تو را خواندن، هنر نیست آنکه همیشه خوانده نامت را، هنر کرد

ادامه »

شعر شب قدر

به امید امده ام خانه خرابم نکنی همه کردند جوابم تو جوابم نکنی بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی با کلام برو این بار خطابم نکنی

ادامه »

شعر مناجات با خدا در شب قدر

ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو با این حباب در پی کسب شرف مرو چشم کریم مانده به راهت که در زنی بیهوده پس به این طرف و ان طرف مرو

ادامه »

شعر مناجات با خدا

َخجالت زده ام لطفِ تو آبم کرده ست ای که بخشندگی ات سخت عذابم کرده ست باید اقرار کنم وقتِ خطاهام فقط عیب پوشیت به انجام مجابم کرده ست

ادامه »