شعر مناجات با خدا

همدم یار شدن

همدم یار شدن دیده تر می خواهد
پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست
قدم اول این راه جگر می خواهد

بیشتر بخوانید »

یا غافرالخطایا

در سایه ی جهالت عمری خراب کردم
وقتی که پشت خود را بر آفتاب کردم
حتی عبادت من بوی ریا گرفته
در توبه ای حقیقی ترک ثواب کردم
بیشتر بخوانید »

شرمنده از گناهان

دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده

به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهکار ، غفار گریه کرده
بیشتر بخوانید »

یاغفو

وقت استغفار حال زار را از من مگیر
حس و حال گریه بسیار را از من مگیر

چند قطره اشک مانده از همه دارای‌ام
پس عنایت کن همین مقدار را از من مگیر

بیشتر بخوانید »

پشیمان تر از همه

عبدی که بود پست و هوسران تر از همه
برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات
سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

بیشتر بخوانید »

وقت استغفار

وقت استغفار حال زار را از من مگیر
حس و حال گریه بسیار را از من مگیر

چند قطره اشک مانده از همه دارای‌ام
پس عنایت کن همین مقدار را از من مگیر

بیشتر بخوانید »

بس کن رباب

هفتمین روزِ روزه را هر سال
روضه ی قحط آب می خوانیم
هر کجا شیرخواره ای دیدیم
شعر “بس کن رباب” می خوانیم

بیشتر بخوانید »

شب زنده دارها

دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده

به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهکار ، غفار گریه کرده
بیشتر بخوانید »

ربنا یا ربنایم

آنجا که خشکی هست دیگر چشم تر نیست
عصیان که باشد مرغ دل را بال و پر نیست

ظلمت چنان اطراف قلبم را گرفته
که ربنا یا ربنایم کارگر نیست

بیشتر بخوانید »

رو سیاهم

رو سیاهم ، بی پناهم آمدم
سربه زیرم غرق آهم آمدم

دست خالی نه … که دست پر ببین
این من و بار گناهم آمدم

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن