صفحه اصلی / شعر مدح و مناجات / شعر مدح و مناجات حضرت زينب (س)

شعر مدح و مناجات حضرت زينب (س)

حضرت باوقار

کار هر عابدی که عرفان نیست هر زمانی که وقت باران نیست مست باده شدن که آسان نیست می وپیمانه ها فراوان نیست

ادامه »

دختر مهتاب رخ عشق

  زیبایی دریاست در اعماق نگاهش این دختر آرام و صبوری که رسیده از شوق ، علی سفره به اندازه یک شهر انداخت ، به شکرانه ی نوری که رسیده

ادامه »

دردانه حیدر

از “غلام”خانه اش “مولا” اگر یادی کند از محالات است “بنده” میل آزادی کند از “خرابات” است چیزی به رعیت میدهند حیف از آن که مستمندی قصد “آبادی” کند

ادامه »

باید بنویسم زینب

جرم من را ننویسید که ساغر زده ام بنویسید که امشب دو برابر زده ام مست بودم که چنین باده مکرر زده ام گرچه یک بار فقط میکده را در زده ام

ادامه »

عقیله می رسد دیگر

درخت معرفت داده ثمر حیدر، ثمر زهرا در ایجاد جهان دارد اثر حیدر، اثر زهرا دلیل آفرینش هست اگر حیدر، اگر زهرا ندا آمد در این خانه : خبر حیدر! خبر زهرا!

ادامه »

حافظِ مذهب

به عرش…مَجمر و اسپند ، از زمین ببرید به خاک ، سجده ی شکرانه از جبین ببرید به کافران و مجوسان ، خبر ز دین ببرید خبر به محضرِ ارباب ، اینچنین ببرید:

ادامه »