شعر مدح و مناجات

گنبدْ طلا

مرا «امام رضایی» شما حساب کنید
غبارِ کاشیِ گنبدْ طلا حساب کنید

میان این همه آوازهای روح‌نواز
مرا «کلاغ» ، ولی خوش صدا حساب کنید

بیشتر بخوانید »

مقام تو

افسرده جان گرفت به پایت امید شد
هر قفل بسته نزد تو آقا کلید شد

درسایهٔ مقام تو هرکس قدم گذاشت
خود شد مراد، تاکه به کوی ات مرید شد

بیشتر بخوانید »

قتیل گریه‌

دارم از طفلی خودم را بی قرارت می‌کنم
هر چه دارم یا ندارم را نثارت می‌کنم

تو قتیل گریه‌ای، پس من برای گریه‌ام
دیده‌ام را وقف چشم اشک بارت می‌کنم

بیشتر بخوانید »

صُبـح صادق

خیال می کنم امشب که عاشقم کردند
بــرای حـرف زدن با تو لایقـم کردنـد

چو موی تو دلم آشفته نیست زیرا که
“به رحمت سـر زُلف تو واثقم ” کردند

بیشتر بخوانید »

شراب عشق

شراب عشق شمارا خمار باور داشت
حدیث جبر تو را اختیار باور داشت

اگر که خواند تو را رب مشرق و مغرب
به اقتدار تو پروردگار باور داشت
بیشتر بخوانید »

گریان غمها

حرفی که دارم با شما گفتن ندارد
این حرف های بی صدا گفتن ندارد

این دردها درمان ندارد غیر وصلت
این غصّه ی بی انتها گفتن ندارد

بیشتر بخوانید »

یا عزیز الله

افسرده جان گرفت به پایت امیدشد
هر قفل بسته نزد تو آقا کلیدشد

درسایهٔ مقام تو هرکس قدم گذاشت
خود شد مراد، تاکه به کوی ات مرید شد

بیشتر بخوانید »

برگرد

بغضِ غمِ دوری‌ات گلوگیر شده
تعجیل بکن ؛ آمدنت دیر شده

از کودکی‌ام منتظرم برگردی
برگرد ، ببین منتظرت پیر شده

رضا قاسمی

حسینیه

دارم از طفلی خودم را بی قرارت می‌کنم
هر چه دارم یا ندارم را نثارت می‌کنم

تو قتیل گریه‌ای، پس من برای گریه‌ام
دیده‌ام را وقف چشم اشک بارت می‌کنم

بیشتر بخوانید »

باعشق تو

حس کرد زمان با نفست ثانیه ها را
باعشق تو چیدم همه ی قافیه هارا

وقتی که گشوده ست درخانه ی لطفت
خوبست ببندند در خیریه ها را

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن