صفحه اصلی / مرتضی پوررجب

مرتضی پوررجب

هجوم حرامیان

گفتم که شاید او بتواند ولی نشد

خود را ز پشت در برهاند ولی نشد

گفتم که شاید این درِ چوبی پس از لگد

در بین چارچوب بماند ولی نشد

ادامه »

هجوم به خانه وحی

ریختند و وحشیانه با لگد در را زدند

عده ای هم جای در… پهلوی مادر را زدند

عده ای هیزم به دست و عده ای هم با قلاف

بی هوا آتش به پا کردند وهی… در را زدند

ادامه »

امام الرئوف

نام حسین سینه زنان را یکی یکی
با گریه گرد کرببلا جمع میکند
نزدیک شصت روز خودش سفره پهن کرد
این سفره را امام رضا جمع میکند

ادامه »

دم روح القدس

زرأفت باگدایانش چنان گرم است رفتارش
که فرق شاه ومسکین رانمی یابی به دربارش

به لطف بودنش باما حسابی ازازل دارد
که تامحشرهمه هستیم هستی را بدهکارش ادامه »

هـمسنگر

 

روضه هایِ آخرِ ماه صفر سنگین تر است
ضربه یِ زخمِ زبان کاری تر از هرخنجر است

بی حیا حرفِ نبی حرفِ خداوند است و بس
این که می گویی به او هَذیان نگو پیغمبر است ادامه »