مرتضی پوررجب

شعر مدح و مناجات

نُه فلک

دل سپردم به مِهر مَه رویی
گرچه آلوده و خرابم من
عرش اعلا اگر شود جایم
خاک پایِ ابوترابم من بیشتر بخوانید »

شعر خادمين روضه و هيئت

سالگرد سید جواد ذاکر

خادم فراوان دارد این خانه
امّا کسی مانندِ قنبر نیست
حالا تمامِ شهر می دانند
هر ذاکری مدّاحِ حیدر نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

وصیت

الهی بمیرم که مضطر شدی
بمیرم زمین گیر حیدر شدی
دعا کن بمانی که شاید گلم
دوباره خدا خواست مادر شدی

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

شهود

با دست حیدر است که حق، خلق جود کرد
باران به شوق اوست به عالم فرود کرد

تا زد گره به ابروی خود لشکری گریخت
اسلام، اینچنین غلبه بر یهود کرد بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

نگران

لگدی خورد به در،،در که نه،،دیوار شکست..
خانه لرزید و تمام تن تب دار شکست..

سمت دیوار و در آنقدر هجوم آوردند..
عاقبت پهلوی آن مادر بیمار شکست.. بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

از نفس افتاد

داغ و درد و غصه آخر مادر ما را گرفت
درد تنهایی حیدر مادر ما را گرفت

زخمهای سینه و پهلو و بازو ، جای خود
زخم بی درمانِ بستر مادر ما را گرفت بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

لااقل کاش

شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد

کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد

“باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را….”

روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد بیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

صلِ علیَ النَبیِ و آله

روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود
نور شما به عرش خدا در طواف بود
ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک
یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

هنوز اول راه است

به احترام تو عالم قیام خواهد کرد
به نام نامی تو احترام خواهد کرد

فروغ ماه رخت انتشار خواهد یافت
جهان به فر و شکوهت سلام خواهد کرد بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

هجوم حرامیان

گفتم که شاید او بتواند ولی نشد

خود را ز پشت در برهاند ولی نشد

گفتم که شاید این درِ چوبی پس از لگد

در بین چارچوب بماند ولی نشد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن