علی اکبر لطیفیان

شعر مناجات با خدا

شب نشینی

به پای درد و دل بنده چاه کم آورد
مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسی کج نگشت گردن من
ولی مقابل این بارگاه کم آورد

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

غفران

یک قطره اشک شرم مرا “یم” حساب کرد
کوثر حساب کرد، و زمزم حساب کرد

آه یکى گرفت، به پاى همه نوشت
ما باهم آمدیم که با هم حساب کرد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

یا کریم اهل بیت

این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

گوهر

مِنّتِ زلف تو دارم که گرفتارم کرد

گوهر مهر تو اینگونه خریدارم کرد

کافری بیش نبودم عَلَوی ام کردی

نفس عشق شما بود که بیدارم کردبیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

لیله قدر است

پر خرد نرسد تا معانی نامش
شکسته بال خیال از تصور بامش

چگونه وصف کنم جایگاه زهرا را
کسی که جنت ما هست تحت اقدامش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

چه بی عصا مانده

 

بدون ماه قدم می زنم سحر ها را

گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است

رسانده است به خانم کسی خبرها را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

فاطمه گریان پهلو نیست

این که دارد میرود از خانه ، سامان من است
بسکه حیرانش شدم یک شهر حیران من است

نیست دیگر هیچ امیدی برمداوای دلم
اینکه افتاده به جانش درد،درمان من است

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

خجالت می‌کشم

اگر خشکم اگر زردم درخت رو به پاییزم

تمام برگ‌هایم را به پاهای تو می‌ریزم

چه نیرو می‌دهد بر من نگاه چشم‌های تو

بیا بنشین کنار من که از عشق تو برخیزمبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

روز آخری

هر چند پر شکسته شدی و نمی پری
اما هنوز، مثل همیشه کبوتری
شکر خدا که پاشدی و راه می روی
انگار فاطمه کمی امروز بهتریبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

یگانه

مردی یگانه بود و بانویی یگانه
آهسته می‌رفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه
پهلو به پهلو، پا به پا، شانه به شانهبیشتر بخوانید »

بستن
بستن