امیر عظیمی

شعر شهادت حضرت عباس (ع)

زاده ی ام البنین

کنار خیمه ها می زد قدم آرامشی که در دلش طوفانی از غم بود و آنکه غمزدای اشرف اولاد آدم بود.
کنار خیمه ها می زد قدم یادش می آمد روزگار کودکی را، مادرش ام البنین شانه به مویش می کشید و زیر لب می گفت: اولادم فدای بچه های مادر سادات!
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

جوان قبیله

تو کیستی که پدر اینچنین اسیر تو شد
جوان ترین قبیله، قبیله پیر تو شد

اذان بگو که اذانت دل از بلال ربود
صفا بده به نمازم، نماز گیر تو شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عباس (ع)

در سرای اهل بیت

هر که از دل نوکریِ کویِ هیات می کند
سینه ی خود را پر از نور ولایت می کند

پادشاهی، نوکری خاندان مصطفی ست
نوکر این خانه بر تن رخت عزت می کند

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات امام حسين (ع)

جمال آفتاب

تا از افق جمال حسین آفتاب کرد
سنگ سیاه جان مرا دُرّ ناب کرد

من کال بودم و نرسیده به بزم عشق
دست حسین قوره ی دل را شراب کرد

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات امام حسين (ع)

تربت اعلا

از شوق رود بود که دریا درست شد
تقصیر درد بود مداوا درست شد

عاشق به ذات خویش ندارد هویتی
یوسف که ناز کرد، زلیخا درست شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

من الذی أیتمنی

مردی سیه چهره مرا اینجا کتک زد
تنهایی ام را دید در صحرا کتک زد

جرمم فقط این بود در طول سفر هی
گفتم حسین…بابا…حسین… بابا، کتک زد

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

ماه عزای عالم

ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد
ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک، پری و بشر زار می‌زنند
هنگامه‌ی مصیبت اعظم شروع شد

بیشتر بخوانید »

شعر عيد غدير خم

وصی مصطفی حقا

دلاورمرد می خواهد از این باده نیوشیدن
سپر را‌ روبروی تیغ ابرویش نپوشیدن
بسان شیر شرزه بر صفوف خصم جوشیدن
که دارد زهره ی آنکه جگر از عبدود گیرد
بیشتر بخوانید »

شعر عيد غدير خم

ذکر اعظم حق

خاک بودیم و یاعلی گفتیم
جان گرفتیم تا علی گفتیم

ما به ربی که روحمان بخشید
همگی یکصدا علی گفتیم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)

سلام شاه کربلا

سلام شاه کربلا یا حسین
درود ای خون خدا یا حسین

سلام بر پرچم ماه غمت
به گریه کن های شما یا حسین

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن