سید علی اصغرپور

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

خمار میکده

چنان خلیل اگر بین شعله بنشینم
هزار لاله از آتش برات میچینم

به حجله میبردم ساغر از سخاوت خویش
چراکه دختر رز داده قول تمکینم

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

قل هو الحیدر احد

 

از کمند گیسوانش دار میریزد برون
عاشقان را عاقبت خون بار میریزد برون

تا خلیل آتش نگیرد منت از حیدر کشد
هرکجا رب پا نهد گلزار میریزد برون

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

ذبیح کوفه

ستاره ی سحر از بین کهکشان میرفت
و جان ز پیکره ی هفت آسمان میرفت

سحر زمان طلوع است از چه رو خورشید
غروب کرد در آن روز و نیمه جان میرفت؟

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

حضرت حیدر

هیچ کس در عشق تو مانند دل بی تاب نیست
ساقیا هر صاف یکرنگ و روان که آب نیست

بر در درگاه مسجد گفت شیخی زیر لب
میکده خوب است که در بند هیچ آداب نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

مردی میان نخلستان

صدای هق هقِ مردی میان نخلستان
حکایت جگری پاره پاره را دارد
ز دست مردمی از جنس سنگ سی سال است
میان حنجره‌اش بغض بی صدا دارد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

مرد کریم

جان میدهم پای نگاری که گرفتم
دارد نفس حسّ بهاری که گرفتم

خوشحالم از اینکه قلم وقف حسن‌(ع)شد
خوشحال تر از پشتکاری که گرفتم

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

من زبان بسته ام و صوت تو چاووش شده ست
عقل گویا شده، جهل است که خاموش شده ست

سال ها کعبه پریشان همان یک لحظه ست
اینچنین از غم دوریت سیه پوش شده ست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

حُسن یوسف

دلبر شب ماه باشد ، دلربای من حسین
گر عقیق حُسن یوسف شد ، بُوَد معدن حسین

بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم
گر به روز حشر بردارد قدم با من حسین

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت قاسم (ع)

قامتت سرو

من که در کنج خرابات نشستم هرشب
تا بود حرف عسل وار تو مستم هرشب

عشق آموخته ام من ز اویس قرنی
که دلم را چو جبین تو شکستم هرشب

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت قاسم (ع)

از همان اول عزیز قلب این دنیاشده
پیش این یوسف قدم هر صورتی رسواشده

سجده براین ماه پاره مستحبی واجب است
تا ببوسد هر که آمد بر قد او تا شده

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن