عماد بهرامی

شعر شهادت پيامبر اكرم (ص)

رحمهٌ لِلعالمین

به جز او از کسی حق در همه ادیان نخواهد گفت
خدا غیر از محمد در جوابی «جان» نخواهد گفت

بهشتی بود رخسارش که بویش تا قرن میرفت
چه ها دیده اویس از او که از رضوان نخواهد گفت

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

عشق تو

عشق تو هست ، جنت اعلا نخواستیم
فردوس مال توست ، ولی ما نخواستیم

«خود شاهدی به نام تو دُکان نساختیم»
ما با توییم ، از تو که دنیا نخواستیم

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

کنار حضرت ارباب

اگر بناست همه زیر این علم باشیم
خدا نیاورد آن روز را که کم باشیم

خدا کند که همین دسته جمع بین حرم
کنار حضرت ارباب دور هم باشیم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

بغض

لخته خون دهنت در سخنت حل میشد
داشت در خاک بیابان بدنت حل میشد
هلهله های عدو سخت به هم ریخت مرا
حیف شد داشت معمای تنت حل میشد

به خودم گفتم علی اکبر من پرپر نیست
اصلا این‌کشته که افتاده علی اکبر نیست

از همان دور گلم بوی گلابت آمد
چشم بگشا پدر سینه کبابت آمد
این دم آخریت فکر چه بودی پسرم!؟
تا دمِ خیمه دمِ «وای ربابت» آمد

مثل بابا تو‌هم از بغض لبالب هستی
مثل من گریه کن معجر زینب هستی

تا بگیرد دل بابا سر و سامان برخیز
عمه ات آمده از خیمه علی جان برخیز
اولین بار زنی تا دل میدان آمد
تا که زینب نکند موی پریشان برخیز

رشتهء عمر مرا داغ تو بُگسست علی
خیز از جای که صحرا پر گرگ است علی

عماد بهرامی

شعر عيد غدير خم

علی مولا

فقط نه اینکه تو در فهم ما نمی گنجی
که در مُخیّلهء انبیا نمی گنجی

عجیب نیست نبی گفته غرق در ذاتی
که در وجود کسی جز خدا نمی گنجی

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

عکس گنبد

یادش بخیر آن صحن زیبا و دل آرا
جبریل یادش مانده آن گلدسته ها را

بعد از زیارت زائرت سر مست میرفت
بود آنقَدَر شهد ضریح تو گوارا

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

اذن دخول

وقتی که استعاره قلم را فرا گرفت
جای حسن نوشت غریب و عزا گرفت
اشکی لطیف گونه او را که بوسه زد
با بغض و گریه دست به سوی خدا گرفت
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

جانم حسن

جانم به فدای تیغ چون رعد حسن(ع)
به به بنویسید فقط بعد حسن(ع)
پیچیده ترین خیال ما جَعدِ حسن(ع) «۱»

الکن تر از آنیم که گوییم ز دوست
وقتی که خود خدا ثناگستر اوست

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

بس کن رباب

هفتمین روزِ روزه را هر سال
روضه ی قحط آب می خوانیم
هر کجا شیرخواره ای دیدیم
شعر “بس کن رباب” می خوانیم

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت رقيه (س)

بسم ربِّ الرّقیه

مثل هرشب که باده میخواهیم
آمدیم و زیاده میخواهیم
جام خالی و دست خالی تر
گرچه از ما نمی ستاند زر
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن