حامد خاکی

شعر شهادت امام كاظم (ع)

رد تازیانه

در این سیاه چال جلوه ی قمر نشسته بود
چو ناله ای که صبح و شام بی اثر نشسته بود

به وقت گریه کردنش زمان غصه خوردنش
قضا ز کار ایستاده و قَدَر نشسته بود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

جلوه ی قمر

در این سیاه چال جلوه ی قمر نشسته بود
چو ناله ای که صبح و شام بی اثر نشسته بود

به وقت گریه کردنش زمان غصه خوردنش
قضا ز کار ایستاده و قَدَر نشسته بودبیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

ماندگار

در خاطره ماندگار بودن
آیینهء ذوالفقار بودن
حوریه و خانه دار بودن
اینقدر بزرگوار بودن
بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

نیلوفرانه ترین یاس شهر

اگر می توانی بمانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان
تو هم مثل من نیمه جانی بمان
زمین‌گیر من،آسمانی،بمان

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

چه آه خسته ای داری

ای اقیانوس ها سرچشمه ی آن رود چشمانت
ملائک بنده ی پیوسته ی معبود چشمانت

ز قاب قوس او ادناست بالا تر مقام تو
اگر که زیر پایت آسمان، پس چیست بام تو؟

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

تو نور بودی

در راه که می آمدی خوشحال بودی
روی پر جبریل روی بال بودی

مشتاق دیدار برادر بود چشمت
یعنی گرفتار برادر بود چشمت

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

وادی نعیم

ساکن وادی نعیم شدیم
درِ این خانه تا مقیم شدیم

شست باران سیاهی ما را
زاغ بودیم و یاکریم شدیمبیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسن عسكری (ع)

پسرت صاحب دنیاست

آسمان زیر قدم‌هات تردد می‌کرد
به نماز تو مباهات، تجرد می‌کرد

ماه مدیون شما بود به والله قسم
عشق در خون شما بود به والله قسم

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

امان از نگاه شامی ها

فقط نه خونجگرم از بی احترامی ها
نگاه شام، امان از نگاه شامی ها

شبیه گردن مان ، روضه بسته می خوانم
دو سه شب است نماز نشسته می خوانم

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

واویلا حسین

آه ، از شام فقط آه رهاوردم شد
آنچه یک عمر به آن فکر نمی کردم شد

گفتنی نیست بلایی که سرم آوردند
چه قدر زخم برای جگرم آوردند

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن