حمید رمی

اشعار ویژه (پیشنهادی)

فمن یمت یرنی

علی برای ثنایش به من توان داده
به جوهر و قلم و کاغذم زبان داده

مقام دیدن نور خدای در نجفش
فضیلتی است که مولا به شیعیان داده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

غربتِ زندان

تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده
به روی پهلوی تو چند جای پا مانده

نفس کشیده‌ای و بند آمده نَفَست
به سینه‌ات چقدَر استخوان، رها مانده

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

نور

شور برپا شده و عشق، به بار آمده است
باز هم رایحۀ فصل بهار آمده است

ماه، چون مُهر شده جانب منبر رفته
سورۀ شمس، به مهمانیِ کوثر رفتهبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

دردِ بی مادری

 

یک جهان روضه و یک چشم پراز نم داری

 آه   ،    آقای  غریبم   به  دلت  غم داری

 دردِ بی مادری ای کاش دوایی  می داشت

 فاطمیّه  شده    و    اشک   دمادم   داری

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن