محسن ناصحی

شعر شهادت امام باقر (ع)

روضه خوان

چهار ساله است و مثل کاروانیان مسافر است
چهارساله است و شاهد غمین ترین مناظر است

بنا به کربلا رسیدن است، کربلا رسیدنی است
بنا به داغ دیدن است ، دیده و شکسته خاطر است

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت معصومه (س)

مایه ی آرامش

چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد
به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد

که آمد و به پدر شادی دوچندان داد
رسید و مایه ی آرامش برادر شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رباب (س)

رباب

مشغول کار هستی و در زیر آفتاب
حس می کنی که بین تنوری ، – پُر التهاب

هم تشنه ای و هم رمضان ! نه محرّم است
کافی است اینکه روزه بگیری بدون آب

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

بهاری نمانده است

در راه مانده ایم و سواری نمانده است
از ردّپای رفته غباری نمانده است

از شهرهای یخ زده بیرون زدیم و باز
کوهیّ و سرپناهی و غاری نمانده است

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

نور علی

پیمبر آیا ؟که نه وصی شد ، مُحمّد آیا ؟ که نه علی شد
درون آیینه نور تابید و روحِ آیینه صیقلی شد

ازل به نور نبی است روشن ، ابد به نور علی معیّن
اَلست، یعنی سوال از انسان علی که آمد سخن بلی شد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

به عشق خود

خدا کند که مرا فاطمی حساب کنی
به نوکری شده یک بار انتخاب کنی

شبیه قنبر مولا که نه ولی از لطف
مرا غبار قدوم ابوتراب کنیبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

آتش اینبار گلستان نشد

گیرم آتش به جفا، در که نباید می سوخت
آشیان سوخت ، کبوتر که نباید می سوخت

آتش اینبار گلستان نشد انگار ولی
باغ و بستان پبمبر که نباید می سوخت

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

مادر بیمار

با خود تصور کن که حیدر خانه باشد
زهرای هجده ساله هم در خانه باشد

غم را بیاور در دو سوی روضه ، بگذار
این سر اگر کوچه است آن سر خانه باشد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

خدا کند

خدا کند که مرا فاطمی حساب کنی
به نوکری شده یک بار انتخاب کنی

شبیه قنبر مولا که نه ولی از لطف
مرا غبار قدوم ابوتراب کنی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

احلی من العسل

می آمد و عمامه ی بابا به سرش بود
آماده ی جنگیدنِ با صد نفرش بود

می آمد و رخساره برافروخته از عشق
یک خیمه دل غم زده در دور و برش بود

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن