محمد زوار

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

شبیه فاطمه

دارد دوباره جان به پاهایم می‌آید
عمه ببین، گفتم که بابایم می‌آید

گفتند که پیش خدا بودی عزیزم
جانم به لب آمد، کجا بودی عزیزم؟

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

چای عراقی

هستند هریک از یکی دیگر مؤدب‌تر
اینجا گدا هرچه مؤدب‌تر، مُقرَب‌تر

یک اربعین، پای پیاده خوب فهمیدم
جز تو مسیرم هرچه باشد، نیست جز اَبتر

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

بساط روضه‌

باید برای زخم کاری زود مرهم بُرد
پس زود باید این دلم را تا محرم بُرد

اصلاً بساط روضه‌ی تو روسفیدم کرد
این روسیاهیِ مرا شال سیاهم برد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

عالی مقام

هرکس که شد غلام تو بااحترام شد
پس خوش‌بحال آنکه برایت غلام شد

فردا فقیر کوی‌تو آقاست در بهشت
قنبر به لطف نام تو عالی‌مقام شد

بیشتر بخوانید »

شعر ماه مبارك رمضان

جبران

با غُل و زنجیرِ دورِ دست و ‌پام
آخرش هر طوری که بود اومدم
هیچکسی جز تو محلم نمیداد
تا تعارفم زدی، زود اومدم

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

اِنّٙ‌الاٙنسانٙ لٙفیٖ خُسْر

باید برای حال زارم ناله سر کرد
یا لااقل این شام ظلمت را سحر کرد

وقت گرفتاری تو را خواندن، هنر نیست
آنکه همیشه خوانده نامت را، هنر کرد

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

اشکهایم دوباره

اشکهایم دوباره دانه دانه می‌افتد
مدتی کار من به تو شبانه می‌افتد

سالها فکر معصیت مرا زمینم زد
رحم کن بر کسی که عاجزانه می‌افتد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

درمانده

هرکه جانانه به پای غم دلبر مانده
نام‌ او در همه ایام سراسر مانده

لبمان با قدح ساقی‌کوثر تر شد
آنچنانی که لب از باده‌ی او تر ماندهبیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

ماه پیغمبر

باز هم فصل روضه‌ها آمد
بانگ حی علی‌العزا آمد
نام زهرا که بین ما آمد
حال ما بین روضه جا آمد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

قصه‌ی هجر تو

دوری تو سخت گریان کرده سنگ و چوب را
مثل من دارند هر دم حس دل‌آشوب را

قصه‌ی هجر تو را با صبر گفتم، غصه خورد!
درد دوری تو آخر می‌کشد ایوب را

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن