میلاد حسنی

شعر گودال قتلگاه

مرو برادر

بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند
«تا خامه لب گشود سخن گریه می‌کند»

پای غمش به داغ جوان دیده ها قسم
«بیچاره است مرد چو زن گریه می‌کند»

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک
خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک

داود های مرثیه از راه می رسند
با آیه های تشنه لبی از زبور اشک

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)

یادش بخیر

ای کاش دست من قلم میشد
تا واسه تو نامه نمیدادم
با خون نوشتم اسمتو بعدش
بی سر به پای اسمت افتادم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام باقر (ع)

کودکی

کودکی باغی از ریاحین است
آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست
و پر از روزهای شیرین است

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

یا مهدی

نگو که نیست بگو دیدها خطا دارد
به هر کجا بروی نور، ردّپا دارد

دروغ بسته به خورشید قاری غیبت
که نصّ اَشرَقتِ الارض، ماجرا دارد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

یک نفر با تازیانه

رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

اسم‌ اعظم

کعبه سنگی‌ست که آیینه سرای تو شده
حال از شش جهت انگشت نمای تو شده

پرده‌ی بیت که بر دامن او چنگ زنند
به امیدی متمسک به ولای تو شده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

اشک زلال

آهی کشیدی و رخ آیینه مات شد
اشک زلال چشم تو آب حیات شد

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد
تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

باز هم از قافله جا مانده ام

گاه باید شام را با دیده‌ی تر سر کند
گاه باید روزها را دیده بر در سر کند

حالت از کربلا جا مانده گاه اینگونه است
کودکی که دور از دامان مادر سر کند

بیشتر بخوانید »

شعر محرم و صفر

بغض گلویم

بغض گلویم مسیر آه گرفته
از غم خورشید قلب ماه گرفته

این همه رقاصه از برای چه اینجاست؟
بس که شده ازدحام راه گرفته

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن