پوریا باقری

شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

کریم بن کریم

ملائکه همه از خاک سر درآوردند
زمینیان ز شعف ، بال و پر درآوردند
ز نور حیدر و زهرا ، پسر درآوردند
ز دشمنان و حسودان پدر درآوردند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

دیده پر اشک

نامت آمد که دلم باز هم آرام شود
مرغ دل پر بزند ، سوی حرم رام شود
روضه هایت به دل غمزده الهام شود
دیده پر اشک ، نگاهم همه ابهام شود

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

عزیز حسین

گرفته سوز صدایت تمام دنیا را
و گریه هات به آتش کشیده جان ها را

بس است دست خودت را تکان مده بانو
عذاب میدهد این گریه های تو ما را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

قلب علی

میگن تموم مردم دنیا
مادر ستون سقف هر خونه س
مردی که بی همدم بشه گریه ش
خاموش و بی فریاد و مردونه س

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

امّ أبیها

از لگد ها به روی “در” ، دو سه تا جا مانده
فکر کردند علی ، بی کس و تنها مانده

میخِ دَر ، شاهدِ این است بدانیم همه…
تا کجا …پای علی ، حضرت زهرا مانده

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

غریبِ شهرِ مدینه

تمامِ غصه از اینجا شروع شد : “یک دَر…”
که بی ملاحظه افتاد ، روی یک مادر

حرامیان همه از “دَر” عبور میکردند
و بدتر از همه چشمانِ فاتحِ خیبر

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

حافظِ مذهب

به عرش…مَجمر و اسپند ، از زمین ببرید
به خاک ، سجده ی شکرانه از جبین ببرید
به کافران و مجوسان ، خبر ز دین ببرید
خبر به محضرِ ارباب ، اینچنین ببرید:

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

دلخوشی زندگیم

یک و ماه و نیمه گوشه ی خونه
افتادی و بی حال و بی جونی
هرشب نگاهت با دلم میگه:
دلخوش نباشم ، که تو می مونی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

داغدار محسن

بیخیالِ تمام این دنیا
بیخیالِ تمام دشمن ها
ما عمل میکنیم بر حکمِ
خاندان و سلاله ی زهرا

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

یک سال حسرت خوردم

این شهر خالی جای ماندن نیست
اینجا برای زندگی سخت است
هرکس که این شب ها کنار توست
الحقُ والانصاف خوشبخت است

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن