سید پوریا هاشمی

شعر شهادت امام صادق (ع)

بنام نون و قلم

بنام نون و قلم دست من قلم دادی
دم تو گرم که براین شکسته دم دادی
زیاد از سر من بود هرچه کم دادی
هرآنچه بود!به تو تا که رو زدم دادی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

شیخ الائمه

شرمنده ام شرمنده از شبهای هجرانی
حق میدهم من را دگر از خود نمیدانی

فکر تو کم بودم تو خیلی فکر من بودی
خیرت رسیده به گدا پیدا و پنهانی

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)

قبله نمای عشق

هرجاکه حرف ناز بیاید نیازهست
هرجا که حرف سوز بیاید گداز هست
هرجا که حرف چاره شود چاره ساز هست
هرجا که حرف مأذنه باشد نمازهست

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسين (ع)

مقروض اربابم

هرکسی دنبال دنیا رفت عزت را ندید
هرکسی با عشق بد تا کرد جنت را ندید

ساقه های عرش شاهدهای این حرف من اند
چشم هرکس خورد بر نور تو ظلمت را ندید
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

حرمت یاربّنایش

دستش به زنجیر است و پایش را شکستند
با ناسزا بغض صدایش را شکستند

سجاده را از زیر پایش مى کشیدند
تا حرمت یاربّنایش را شکسته اند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام كاظم (ع)

قنوت دست شکسته

به طور رفته یا به حرا مشخص نیست
کسی که سهمیه اش از بلا مشخص نیست

قد خمیده رکوعش به سجده متصل است
قیام کردنش ازاین نما مشخص نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رباب (س)

بچه شش ماهه

ای سپه کوفه آفتاب شدید است
غنچه من‌ رنگ‌ آفتاب ندیده است

جنگ شما با من است! طفل چکاره ست؟!
رنگ‌و روی ماه من‌چقدر پریده ست

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

خسته ام خسته

آمدم سرزده بی حرف و سخن
عجب ممنوع تکبر قدغن
خسته ام خسته ز آلوده شدن
به بزرگیت نظر کن نه به من
بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

کرم علی ع

به سرم زده که سری به محضر ذوالفقار بیاورم

بنشینم از سرشب به مسجد و ذکر یار بیاورم

و دودست سائل خود مقابل سفره دار بیاورم

سخن از علی اگر آمده دل بی قرار بیاورمبیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام هادی (ع)

عالم بسوزد در غم آن

قربان آقایی که بی منت عطا دارد
در روستا اندازه دنیا گدا دارد

دستی که آوردیم سویش پرشد و برگشت
یک دست هم در محضر خوبان صدا دارد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن